هانی در مسافرت به دبی
مسافرتم به دبی عالی بود و خیلی خیلی خوش گذشت اونجا با قصاید دختر عمه مامانم خیلی صمیمی شدم و دلم نمیخواست به این زودی ولش کنم بیام ایران توی این عکس مشخصه من خیلی ناراحتم و موقع خداحافظی با عمه هادین حسابی دوتاییمون اشک ریختیم تا چند روز بخاطر اینکه مامانی به زور منو برگردوند ایران از دستش ناراحت بودم و باهاش حرف نمیزدم و تا عمه هادین از دبی زنگ میزد من گریه میکردم و به بابایی میگفتم که منو ببر...
نویسنده :
از زبان هاني
21:30




